سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

دل به زمزمه آب بسپار

ارسال  شده توسط  نغمه انتظار در 91/8/29 2:55 صبح

دل به زمزمه آب بسپار  

سالهاست که مرثیه می خواند

و غمش را هیچ تسلایی نیست

می شکند، خرد می شود و بر ویرانه های خویش قدم می گذارد اما دل سوخته اش را مرهمی نمی یابد

در کاش هایش غوطه می خورد و در حسرت لبهای خشکیده حسین جان می سپارد

از بی قراریش هرکس لب به او آلوده می کند با او همنوا می شود:

یا حسین ، سلام بر لب تشنه حسین

آب آنقدر درشرم تشنگی حسین آب شد که جرعه جرعه اش ذکر حسین گشته



 


غریب کربلا

ارسال  شده توسط  نغمه انتظار در 91/8/29 2:35 صبح

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/salam19/5af25a36b9d996542e05828a70b010ba.jpg


آسمانها گشته سیه پوش در عزایت

همه دار و ندار من به فدایت

 


خاک و خون و عشق!

ارسال  شده توسط  نغمه انتظار در 90/9/9 1:5 عصر

از او پرسیدم: چرا خاک رنگ خون گرفته است؟
گفت: آئینه آسمان گشته، آنقدر که وجود را به قدم های ملائک صیقل داده است!

گفتم: چرا آب گریه می کند؟
گفت: چون درعطش می سوزد !

گفتم: این چه صدا یی است که به گوش می رسد و عالمی با آن همسرایی می کند؟
گفت: نوحه افلاک است برای تک سوار عشق ؟!

گفتم: تک سوار عشق؟
گفت: فدای حقیقت شد!

گفتم: حقیقت؟
گفت: و ما قدروالله حق قدره . . .

گفتم: حق ؟!
گفت: حسین !

 


صدای پای آب میاد

ارسال  شده توسط  نغمه انتظار در 89/8/25 10:16 عصر

صدای پای آب میاد 
خدا خودش خوب میدونه
دلم برای آسمون هی میگیره
هی میخونه
آسمونم صدام بزن
تا که دلم پربکشه
بیاد تا اوج بودن و نبودنو سر بکشه!
   صدای دستای خدا
کنار نهر علقمه
خدا خودش خوب میدونه
دلم چقدر پراز غمه
چشمای عاشق علی
سلام بی جواب او
بوسه عشق به رنگ خون
نشسته بر گلوی نور
صدای چشمه امید
کنار دشت کربلا
خدا خودش خوب میدونه
میرسه تا به سامرا
آسمونم نگام بکن
دل منو که میشکنه
برای غربت علی
کنار قبر فاطمه
 صدای زنجیر عزا
موسیقی دلهای ما
خدا خودش خوب میدونه
دل دادیم ما به کربلا
آسمونم برام بگو
قصه تنهایی عشق
میون دشت نینوا
باچشمای پرزعطش
صدای هق هق فرات
ندای اشک ذوالجناح
خدا خودش خوب میدونه
دلها شده اسیرآه
بغض سکوت زینبو
چشمای پررمز حسین
خنده تلخ سرنوشت
نشسته بر خاک بهشت
صدای بی وفائی ها
صدای مشکای خالی
صدای ......

آخرین روز محرم وپیمان شوم

ارسال  شده توسط  نغمه انتظار در 88/10/26 11:27 عصر

در آخر ماه محرم در سال 11 هجری قمری صحیفه ملعونه دوم نوشته شد و به امضاء منافقین رسید. 1

محتوای آن چنین بود که نگذارند خلافت و امامت مسلمین بعد از پیامبر (ص) به علی بن ابیطالب (ع) برسد، و براساس آن مقدمات و زمینه غصب خلافت و گرفتن بیعت از آن حضرت به هر صورت ممکن را فراهم نمودند. بانوشتن آن صحیفه اساس ظلم و ستم به اهل بیت را بنا نهادند ،

که به فرمودهء امام صادق(ع):

"اذا کتب الکتاب قتل الحسین(ع)" 2
(هنگامی که صحیفهء ملعونه نوشته شد امام حسین (ع) به شهادت رسید)

1.   ارشاد القلوب :ج2 ص335. بحارالانوار:ج28 ص104. درجات الرفیعه:ص302. الصوم المهرفه:ص77. انوار العلویه:ص76

2.  کافی:ج8ص179. بحارالانوار:ج24 ص336، ج28 ص123، ج31 ص635. تفسیر نورالثقلین:ج4 ص616. تاویل الآیات:ج2 ص672. البرهان:ج4 ص884.

 

                                 برگرفته از کتاب تقویم شیعه ص46

 


بدرقهء کربلایی

ارسال  شده توسط  نغمه انتظار در 87/11/7 10:2 عصر

 

پارسال همین وقتها بود که آخرین امتحان ترم را ندادم و رفتم کربلا

و امروز هم رفتم بدرقهء دوستی که پارسال به بدرقهء خودم اومده بود

انگار همه چیز تکرار میشه فردا هم باید برم آخرین امتحان ترم رو بدم که اصلا رقبتی نه برای درس خوندن دارم ونه امتحان دادن

انگار بادوستم سوار اتوبوس شدم و رفتم . . .

پارسال اون را با چشمهای خیس توی ترمینال گذاشتم و امسال همین صحنه عینا تکرار شد !

واقعا آرزو داشتم اون چشمای خیس ضریح مولای عشق را ببینه !چشمایی که تموم سفر بامن بود کاش اونم منو جا نذاره ؟!!

امشب دلم خیلی گرفته ... .

دلم هوایی شده . . .

شاید هم تازه فهمیدم جای دلم خالیه!!

یادم اومد دلم بین الحرمین جا موند . . . آرزو کردم فرش زیر پای زائراشون باشه. ..

کاش میشد درد را در قالب کلمه گفت . .

حیف که ظرف کلمات خیلی کوچکتر از این حرفهاست

انگار هر کلمه حقیقت را به اسارت خودش در میاره ...

 


سجادهء عشق و صبر

ارسال  شده توسط  نغمه انتظار در 87/11/7 3:19 صبح

                                          

 

قد قامت تو ، کلام عاشورا  بود

آمیخته با قیام عاشورا بود

سجاد پس از غروب آن صبح غریب

سجادهء تو پیام عاشورا بود


صدای زنجیر از شام می آید

ارسال  شده توسط  نغمه انتظار در 87/10/27 7:59 عصر

 

صدای زنجیر می آید  تاریخ روایتگر صدای زنجیر است

کاروان ، در صدای غم انگیز زنجیر به شام می رسد

و در هیاهوی جشن و پایکوبی شامیان خسته از رنج غربت به در بار شوم یزید قدم می گذارد

 

یزید با قهقهه های مستانه اش ، وارث تمامی پلیدی تاریخ

در مقابل شجرهء طیبه ء الهی ، شهر های جاهلیتش را مرور می کند

لعبت هاشم بالملک فلا       خبر جاء و لا وحی نزل

 

زینب مرد آفرین روزگار

بنت الجلال اخت الوقار

با کلام علی وارش ، مستی پیروزی کاذب را از سر این ملعون می پراند

. چهرهء منحوس جاهلیتش را بر همگاه نمایان می سازد

و توهم کشتن دین را بر سلطنت سست بنیادش می شکند

 

صدا ی اذان بلند می شود

اذانی که حکایت از خون می کند

ندای الهی برای بشریت  ، که با خون حسین جان تازه یافته است

ونام الله و رسولش را در گوش تاریخ زمزمه می کند. . . 

 


صدای زنجیر

ارسال  شده توسط  نغمه انتظار در 87/10/20 8:17 عصر

 

 صدای زنجیر می آید

 نوای گریه های بی صدا ، آسمان ضجه می زند ، خاک ناله می کند

 در عالم غوغایی به پاست و کاروان در میان این هیاهو آرام به پیش میرود

 کاروانی از نور که به اسارت ظلمت در آمده

 کاروانی از لطافت مهر که به خشم نفرت گرفتار شده

 

 صدای زنجیر روح صحرا را آشفته کرده ، صدای ناله های غریبانه

 و کاروان آرام به پیش می رود ، کاروانی بی قافله سالار ، کاروانی بی علمدار

 کاروانی که از عظمتش آسمان به سجده می افتد ، به بند زنجیر و فریاد تازیانه به پیش   می رود

 و ردی از خون را در خاطرهء تاریخ حک می کند

 پشت سر حماسه ای خونین از عشق

 پیش رو مصیبتی عظیم  


شام غریبان بانوی کربلا زینب!

ارسال  شده توسط  نغمه انتظار در 87/10/18 11:48 عصر

 

 اگر صبح قیامت را شبی هست آن شب است امشب

طبیب از من ملول و جان زحسرت بر لب است امشب

فلک از دور ناهنجار خود لختی عنان درکش

شکایت های گوناگون ، مرا با کوکب است امشب

برادر جان یکی سر برکن از خواب و تماشا کن

که زینب بی در ذکر یارب یارب است امشب

جهان پر انقلاب و من غریب ، این دشت پر وحشت

تو در خواب خوش و بیمار در تاب وتب است امشب

سرت مهمان خولی و تنت با ساربان همدم

مرا با هر دو اندر دل هزاران مطلب است امشب

بگو با ساربان امشب نبندد محمل لیلی

ز زلف عارض اکبر قمر در عقرب است امشب

صبا از من به زهرا گو بیا شام غریبان بین

که گریان دیدهء دشمن به حال زینب است امشب

نیر تبریزی


   1   2   3      >